ثبت نام در سیستم پرداخت به ازاء کلیک تبلیغات گستر تو را من چشم در راهم
سفارش تبلیغ

ثبت شرکت
صبا
تو را من چشم در راهم

یک سینه حرف موج زند در دهان ما...
شاید این روزها خبرهایی پراکنده از ماجرای انتقاد یک دانشجو بنام محمود وحیدنیا د دیدار مقام معظم رهبری با نخبگان نوشته باشند ولی چون اگر این خبرها درست به اطلاع مردم رسانده نشود  مردم برای یافتن این خبرها به سایتهایی دیگر مراجعه می کنند که آنها نیز سلایق خود را در خبر مزبور به خورد ما میدهند لذا متن سخنان این دانشجو و پاسخ مقام معظم رهبری را از سایت اطلاع رسانی مقام معظم رهبری در وبلاگ قرار میدهم.

در این میان چند تن از دانشجویان از میان جمعیت، خواستار فرصتی برای بیان صحبت‌هایشان شدند. این حرکت با واکنش برخی برگزارکنندگان مراسم روبرو شد که آن‌‌ها را دعوت به نشستن می‌کردند، اما رهبر با اشاره به یکی از همان جوانها گفتند: «آن آقایی که ایستاده بودند و نشاندن‌شان! شما بفرمائید...»

دانشجوی جوان بلند شد و شروع کرد به حرف زدن. صدایش از آن‌جا به گوش رهبر نمی‌رسید؛ پشت تریبون آمد و پس از معرفی خود، سخنانش را آغاز کرد. حرف‌هایش نسبت به سخنران‌های قبلی رنگ و بوی دیگری داشت. ابتدا از عملکرد صدا و سیما پیرامون حوادث اخیر انتقاد کرد و با بیان مثالی از رهبر پرسید:

«آیا صدا و سیمای ما تصویر درستی از کشور و جهان ارائه می‌دهد یا تصویری غیرواقعی و کاریکاتورگونه؟
آیا صداو سیما به عقاید مختلف اجازه‌ی دفاع از خودشان را می‌دهد؟ عقایدی که به‌خصوص در همین رسانه مورد نقد و یا حتی حمله قرار می‌گیرد؟
آیا صدا سیمای ما نقل‌قولی که از افراد می‌کند و یا رویدادهایی که روایت می‌کند، وفادارانه و منصفانه است؟»

بخش دوم سخنان وی موضوع نقد رهبری بود. «من شاید چهار-‌پنج سال است که به صورت جدی‌تر روزنامه می‌خوانم و مجلات را مطالعه می‌کنم. این مدت واقعاً به یاد نمی‌آورم که مطلبی را با عنوان نقد رهبری خوانده باشم ... نقد رهبری را هم به شکل عمومی می‌شود مطرح کرد و هم به صورت خاص در مجلس خبرگان. من احساس می‌کنم اگر چنین نشود، این شرایط منجر به نفاق و کینه می‌شود؛ مثلاً یک چیزی که در ابتدا یک انتقاد ساده است، چون بستر مناسبی برای بیان پیدا نمی‌کند، ممکن است جنبه‌ی مغرضانه به خود بگیرد و کم‌کم بی‌انصافی هایی پیدا شود.»

سخنانش طولانی شده بود. از آقا خواست تا باز هم ادامه دهد و پاسخ شنید: «من موافقم که شما ادامه بدهید. وقت از اول هم تمام شده بود، ولی شما ادامه بدهید...»

تشکر کرد و این‌بار صحبت‌هایش را با انتقاد از چگونگی برخورد نیروی انتظامی با تجمعات پس از انتخابات ادامه داد:
«اگر مقداری روش‌های اقناعی‌تر داشتیم و از خشونت به جز در موارد ضرورت استفاده نمی‌کردیم، نظام ما بقای بهتری نداشت؟ آیا مردم متحدتری نداشتیم؟ چون وحدت واقعی به نظر من بیش از این‌که با نصیحت حاصل شود نتیجه‌ی رفتار مردم با حکومت و رفتار حکومت با مردم است و رفتار مردم با همدیگر است.»

پس از اتمام صحبت‌های او چند نفر به اعتراض بلند شدند تا نوبت برای حرف زدن بگیرند. یکی‌ از آن‌ها گفت: «همین حرف‌های ایشان نشان می‌دهد فضای نقد وجود دارد. ما هم می‌خواستیم حرف بزنیم اما به ما اجازه ندادند و فرصت نشد...»

آقا در جواب اعتراضات گفتند: «این را به حساب کم بودن وقت‌ها بگذارید و تحمل بفرمائید. ان‌شاءالله خدای متعال شرح صدر خواهد داد به همه‌ی‌ ما که درست بفهمیم، درست ببینیم و درست بیان کنیم.»

حالا دیگر نوبت میزبان بود. جمعیت، بی‌صبرانه منتظر سخنان و یا به عبارت بهتر، واکنش آقا بودند.

رهبر انقلاب در لابه‌لای سخنان خود به برخی از سؤالات و شبهه‌های مطرح شده در جلسه پاسخ دادند: «بنده توى جلساتِ دانشجوئى، دانشگاهى که این‌جا هستند، گاهى که ببینم حالا بعضى‌ها روى ملاحظه، روى احترام، روى هرچه، بعضى از این حرف‌ها را که خیال می‌کنند من خوشم نمى‌آید، نمی‌زنند؛ از نگفتنش ناراحت می‌شوم؛ از گفتنش مطلقاً ناراحت نمی‌شوم. اى کاش مجال بود تا گفته می‌شد، تا آن‌وقت انسان می‌توانست آن برگ‌هاى بر روى هم گذاشته‌ى کتاب حرف را، باز کند تا خیلى از حقائق روشن بشود. آینده، البته این کارها خواهد شد.»

آقا از صدا و سیما گفتند و گفتند که ایشان هم به بخشی از عملکرد این دستگاه انتقاد دارند اما مثل همیشه انصاف را یکی از شروط نقد سالم عنوان کردند: «در انتقاد از بى‌انصافىِ یک دستگاه یا یک کس، خود ما باید دچار بى‌انصافى نشویم؛ به این توجه کنیم.»

رهبر انقلاب نسبت به صدا و سیما دو انتقاد عمده را وارد دانستند و گفتند: «خیال نکنید آن حرف‌هائى که صدا و سیما می‌زند، این، همه‌ى حرف‌هاست؛ نه، خیلى مطلب هست. "یک سینه حرف موج زند در دهان ما". این‌جور نیست که هر چه که انسان احساس می‌کند، این را گفته باشد یا بتواند بگوید. خیلى حرف‌هاى زیادى هست. شما جوان‌ها الحمدللَّه باهوشید، بااستعدادید، به‌تدریج خیلى از حقائق براى شماها روشن خواهد شد.»

آقا با اشاره به این سوال که «آیا صدا و سیما  وضعیت واقعى کشور را نشان می‌دهد؟» پاسخ گفتند «نه، ناقص نشان می‌دهد. خیلى پیشرفت‌هاى برجسته و بزرگ هست که صدا و سیما نشان نمی‌دهد. دلیلش هم این است که شما مجموعه‌ى مرتبط با حوادث گوناگون، از خیلى از حقائق کشور و پیشرفت‌هاى کشور مطلع نیستید؛ نقص صدا و سیماى ماست. والّا اگر صدا و سیما می‌توانست همان‌جور که تلویزیون فلان کشور غربى با یک سابقه و تجربه‌ى فراوان و با استفاده‌هاى هنرى دروغ‌هاى خودش را راست جلوه می‌دهد، واقعیات موجود کشور را درست منعکس کند، شما بدانید امروز امید نسل جوان، دلبستگى نسل جوان به کشورش، به دینش، به نظام جمهورى اسلامى‌اش، به‌مراتب بیشتر از حالا بود.»

و اما انتقاد دوم که درباره انتخابات بود: «شما خیال نکنید که حالا بنده چون رئیس صدا و سیما را انتخاب می‌کنم، همه‌ى برنامه‌هاى صدا و سیما را مى‌آورند، دانه‌دانه بنده نگاه کنم، امضاء کنم. نخیر، از خیلى از برنامه‌هاى صدا و سیما بنده راضى هم نیستم؛ از جمله، من راضى نبودم که از ماه اسفند، بلکه زودتر از اسفند، بعضى از سفرهاى تبلیغاتى و حرف‌هائى که زده شد و تظاهراتى که می‌شد و مجادلاتى که انجام می‌گرفت، از تلویزیون پخش شود، که متأسفانه تو تلویزیون پخش شد.»

اواخر سخنرانی انتظار کسانی که می‌خواستند بدانند، واکنش آقا به سخنان آن جوان دانشجو درباره «انتقاد از رهبری» چیست به سر آمد و ایشان گفتند:

"ما که نگفتیم از ما کسى انتقاد نکند؛ ما که حرفى نداریم. من از انتقاد استقبال می‌کنم؛ از انتقاد استقبال می‌کنم. البته انتقاد هم می‌کنند. دیگر حالا جاى توضیحش نیست؛ انتقاد هم هست، فراوان هست، کم هم نیست؛ بنده هم می‌گیرم، دریافت می‌کنم و انتقادها را می‌فهمم."
لینک منبع



  • کلمات کلیدی :
  • نوشته شده در  سه شنبه 88/8/12ساعت  7:3 عصر  توسط زهرا 
      نظرات دیگران()

    بی تردید نظام ما که از آن به «مردم سالاری دینی» تعبیر می‌شود، بدون تکیه بر اسلام و حمایت جدی مردم، نه می‌توانست پدید آید و نه می‌تواند به حیات خود ادامه دهد. اما برخی «مردمی بودن» نظام را منحصر در این می‌دانند که هر وقت نیاز به حضور مردم در انتخابات و راهپیمایی بود آنان در صحنه حاضر شوند - چنانکه تا کنون شده‌اند - و در مقابل، مسئولان به وضع معیشتی و نیازهای روزمره مردم اهتمام ورزند و قضیه در همین جا تمام می‌شود.
    دیدیم «از پاره‌ای جهات» نظام اطلاع رسانی کشور ما به گونه‌ای عمل می‌کند که نه با «دینی» بودن نظام سازگار است و نه با «سالار بودن» مردم، گر چه عزیز بودن مردم در شعارها بسیار پر رنگ است.
    1-
    2. متأسفانه برخی عملکردها این شائبه را به وجود آورده است تا کسی با نظام مسأله دار نشود آبرویش تقریبا با هر نوع تخلف محفوظ است؛ تفاوتی نمی‌کند که چه بلایی بر سر مردم آورده باشد: با جعل عنوان مأمور انتظامی یا اطلاعاتی دمار از روزگار مردم درآورده باشد، در قرارداد نفتی مبالغ هنگفتی اختلاس کرده باشد، رباینده 100 نوزاد از بیمارستان باشد، مفسد بزرگ اخلاقی باشد یا قاضی ای باشد که با رشوه جای متهم و شاکی را عوض کرده است. با این نوع مجرمان بعضا برخورد صورت می‌گیرد ولی چون عملا یک نحو تضمین آبرو به آنان داده شده است مجازاتها بازدارندگی لازم را ندارد.
    چنانکه بارها تأکید شد در مورد بسیاری از جرایم یکی از بزرگترین اهرمهای بازدارنده مجازات «تشهیر» (معرفی متخلفان به جامعه) است. اگر مجازات اسلامی تشهیر که امروز غربیها از آن بهره کامل می‌برند در جامعه ما اجرا می‌شد نه مدرک تقلبی، نه فساد مالی آقازادگان، نه زمین خواری، نه پخش فیلمهای خصوصی و نه دهها جرم دیگر امروز به صورت یک معضل لاینحل در نمی‌آمد(مقاله پنجم).
    3. اگر قرار بر مشارکت مردم در حل مشکلات است، آمار ناهنجاریهای جامعه - کم باشد یا زیاد - باید ماه به ماه و گاهی زودتر به اطلاع آنان برسد. «واقع نمایی» هیچگاه منجر به «سیاه نمایی» نمی‌شود، بلکه نتیجه آن هشیاری جامعه و به حرکت درآمدن آن در جهت اصلاح است. ارائه نکردن چنین آماری منجر به «سفید نمایی» می‌شود که در بلند مدت ضرر آن برای کشور از «سیاه نمایی» بسی بیشتر است (مقاله هفتم).
    در مقاله نهم به کاستی دیگری در نظام اطلاع رسانی پرداخته شد: تجلیلهای مکرر از مردم به عنوان "بهترین مردم دنیا" این تلقی را پدید می‌آورد که مردم ما بهترین مردم جهان «از همه جهات» هستند. ملت ما از جنبه‌هایی مثل برخورداری از روحیه ایثار و مقاومت از بهترینهاست اما از برخی جهات به ویژه در رفتار اجتماعی مشکلاتی دارد.

    1) مردم بیش از «تجلیل» نیاز به محیط آرام اجتماعی دارند. محیط آرام اجتماعی بدون اهتمام به ترویج رفتارهای درست اجتماعی و یادآوری صریح ایرادات رفتاری جامعه میسر نیست. تمجیدها و تجلیلهای بی حساب از مردم و بهترین خواندن آنها از همه جهات، خدمت به خود است نه مردم. متأسفانه از ظرفیت عظیم فرهنگی جامعه ایرانی برای اصلاح آن استفاده لازم نمی‌شود.

    2) ما ایرانیان غالبا تصور درستی از روابط اجتماعی نداریم. گمان می‌کنیم باید هوای رفقا را داشته باشیم و لذا با رفیق از یار غار هم صمیمی تریم اما غریبه را بیگانه‌ای تصور می‌کنیم که نحوه رفتار ما با او هیچ گونه اثری در منافع آینده ما ندارد. غفلت از نقش «دومینوی رفتاری» که از آن به "خودزنی" تعبیر شد یکی از عوامل عمده بی احترامی ها، حق کشی ها، "زرنگی"‌ها و بی توجهی‌هایی است که هر روز در جامعه شاهد بوده و از آن رنج می‌بریم (مقاله دهم).
    اگر تنها دستاورد این مقالات نکته‌ای باشد که چندین نفر از جوانان امروزی به بیانهای متفاوت به طور شفاهی و یا از طریق ایمیل با نویسنده در میان گذاشته‌اند مرا کفایت می‌کند: «این مقالات این نکته را روشن کرد که نابسامانیهای کشورمان از دخالت دین در اداره کشور نشأت نمی‌گیرد بلکه از غفلت از برخی دستورات دینی ناشی می‌شود».برداشت از مقاله محمد مطهری
    muhammadmotahari@gmail.com
    لینک مطلب



  • کلمات کلیدی :
  • نوشته شده در  دوشنبه 88/8/4ساعت  5:20 عصر  توسط زهرا 
      نظرات دیگران()

    در این روزها که خیلی ها در پشت میله ها متحول می شوند، من هم برایم چیزهایی این سوی میله ها آشکار شده است... و این احتمالا از خواص میله هاست که اگر متوجه آنها باشی - چه این طرف، چه آن طرف - متحول خواهی شد.

    مثلا فهمیده ام که خیلی کارهای به ظاهر خوب و خیر می تواند منجر به کارهای بدی مثل براندازی شود!

    از جمله:

    1- تلاش برای ایجاد وحدت

    2- شرکت در انتخابات و رای دادن به کاندیدای مورد تایید شورای نگهبان

    3- پافشاری بر خط امام

    4- اصرار بر رعایت قانون اساسی

    5- اصلاح طلبی و اصلاح خواهی

    6- اعتراض مدنی با هدف تغییر شیوه های غلط

    7- پوشیدن برخی رنگ ها مانند اسمشو نبر (ترکیب زرد و آبی) 

     8-دلجویی از آسیب دیدگان

    9- مخالفت با مطالب خلاف واقع

    10- نگهداشتن حرمت بزرگان

    11- توجه به نیازها و خواسته های جوانان

    12- توجه به پیشنهادات نخبگان

    و ...

    یعنی تا حالا فکر می کردم این موارد همان مبانی است که مردمسالاری دینی را تحکیم می کند، اما این روزها چیزهایی می شنوم که ... قدیما می گفتن به حق چیزهای ندیده و نشنیده ...

     منبع: وبلاگ معصومه ابتکار



  • کلمات کلیدی :
  • نوشته شده در  چهارشنبه 88/7/22ساعت  4:23 صبح  توسط زهرا 
      نظرات دیگران()

    به عنوان یک مسلمان، به عنوان یکی که از 1334 تقریباً خدمت امام امت بودم تا آخر زندگی امام را خودتان مطالعه کنید، از دروغگویان و دروغ پردازان نگیرید، از کسانی که امام را برای منافع خودشان می خواهند، نگیرید، خودتان مطالعه کنید. بردارید صحیفه امام را مطالعه کنید، کامل تر از صحیفه نور است یا صحیفه نور را مطالعه کنید. دوستان امام را ببینید که به کجا رفتند؟ یکی پس از دیگری شهید شدند و به شهادت رسیدند، امروز هم عده ای دیگر از آنها که در رأس نظام بودند، زندان هستند که می گویند می خواستند رژیم را یا نظام را عوض کنند. آیا باور کردنی است؟ آیا این عزیزان که هرکدامشان که از نظر خانوادگی دارای خصوصیت خاصی هستند، من نمی خواهم یکی یکی اسم ببرم. خانواده هایی متدین متعهد، آیا جناب آقای مهندس موسوی که من 25 سال او را می شناسم، خودش را خانواده اش را نیاکانش را می شناسم، همه خصوصیات زندگی ایشان را می شناسم، تصمیم داشت که رژیم را به هم بزند؟ او تصمیم داشت که مردم را کف خیابان‌ها به خاک و خون آغشته کند؟ او تصمیم داشت اموال مردم را به یغما ببرد؟ او تصمیم داشت مغازه ها را بشکند؟ او تصمیم داشت از بالا یک جاهایی گلوله بزنند و قلب مردم را نشانه بروند؟ من به شما عرض کنم در این نظام مهندس موسوی از نظر تدین و تعهد یا بی نظیر است یا کم نظیر (صلوات حضار) من به شما عرض کنم مهندس موسوی در طول این سالیان نمی خواستم عرض کنم اما چون مرا تحت تأثیر احساسات قرار دادند دوستان مجبور شدم این جمله را بگویم مهندس موسوی در زمان امام سلام الله علیه مقلد امام بود و وجوهاتش را به وسیله شیخ حسن صانعی اخوی بنده می داد خدمت امام.
    آن صانعی که شما صحیفه نور را بردارید و نگاه کنید و ببینید درباره او چه فرموده امام و چه گفته امام؟ نگاه نکردید ولی بروید مطالعه کنید به وسیله او وجوهاتش را می داد خدمت امام. از بعد رحلت امام خودش و خانواده اش و دخترانش و قوم و خویشانش هرسال یک بار جناب آقای موسوی از تهران می آمد قم، وجوهاتش را مثلاً 50 هزار تومان 100هزار تومان و... هیچ بحث ریاستی هم در کار نبود، عوامفریبی و کلک نبود، چون تازه بنده را نمی توانند که کلک بزنند. بنده هم سه پشتم آخوند است، هم خودم یک معتقداتی دارم، امام می فرمود روحانی برجسته است. آن وقت هم زمینه کلک نبود می آمد وجوهاتش را می داد، پیکانش را سوار می شد و برمی گشت. بحث 50 هزار تومان و 100هزارتومان نیست، بحث عقیده است، بحث اعتقاد است. و هربار که می آمد، درسی به بنده می داد از نظر سیاست حتی گاهی من اطلاعیه می دادم ایشان در تهران به وسیله کسی پیغام می داد که فلانی این جمله اطلاعیه شما انسب این بود که تغییر پیدا کند. شما بروید پدرش را ببینید.
    روحانیون عزیز متفکرین الحمدالله کم و زیاد به عربی آشنا هستید، بردارید این کتاب ابحدود و تعزیرات فقهی ما را بخوانید هیچکس حق ندارد مجرمی را عذاب مضاعف کند. بردارید بخوانید در باب جهاد یا حدود اسیری که فردا بناست اعدام شود، باید آب بهش داد، غذا به او داد، اگر جرمی که مرتکب جرمی شده است که حد دارد، مریض است، نمی شود در حال مریضی او را حد زد. امیرالمومنین سلام الله علیه فرمودند هنگام تجرید و حبس و تحدید و تخویف اقرار معتبر نیست. تجرید یعنی قطع ارتباط یک نفر با خارج. اقراری که از کسی سر بزند که من اینجا عرض می کنم ارتباط با خارج ندارد، نه روزنامه دارد، نه رادیو نه ملاقات این به فرموده امیرالمومنین که ما دم از او می زنیم و معمولاً برای منافع‌امان از او استفاده می کنیم، او می فرماید این اقرار محترم نیست، این اقرار هیچ ارزشی ندارد. حبسش کنار، تخویف و تحدیدش کنار، تجرید نه اینکه لباسش را درآورند این که برمی گردد به تخویف و تحدید، تجرید یعنی تخلیه اطلاعاتی و قطع او از خارج و یا تمام روحیه اش یکدفعه عوض بشود
    خوب این کار یک کار خوبی است همه روحیه ها را اینگونه می شود عوض کرد ما اصلاً احتیاجی به تبلیغ و هدایت نداریم که ناراحتی نداریم
    من ندیدم اما شنیدم در مشهد که بودم گفتند یک کسی اظهارنظر کرده است گفته بله رفتیم فلان جا آنجا کتاب‌های ناجور بود و ما کتاب‌های ناجور را آوردیم. اول اینکه تو حق نداری کتاب ناجور و جور را تشخیص بدهی به توچه ارتباطی دارد به قدرتت نناز. ما این‌قدر از این قدرت‌ها دیدیم ذلیل شدند گریه می کردند بعد آقازاده آیت الله شهید بهشتی قدس الله فرمودند که اینها کتابهای پدرم بود آورده بودند اینجا گذاشته بودم آنجا حالا شده کتاب ضاله که باید جمعش کرد. به توچه که جمعش کنی؟‌ مگر تو را فرستادند کتب ضاله را جمع کنی بعد هم با کمال قدرت اینجوری، بعد هم دعوا سر لحاف ملانصرالدین است اینهمه کشته شدند و به خاک و خون آغشته شدند آن یکی می گوید من نبودم رفیقم بود.
    حکومت اسلامی حداقل باید با آنهایی که زحمت کشیدند، خوب رفتار کند این کلاس اول سیاست است. منتهی چه کنیم خدا عقلشان را گرفته است. الحمدالله الذی جعل اعدائنا من الحمقا، کلاس اول سیاست است. احترام اطرافیانتان را نگه دارید اینهایی که 30 سال در نظام زحمت کشیدند، نگهشان دارید. گرهی را که می شود با دست باز کنید با دندان باز نکنید
    ما موظفیم هر رسانه ای که دروغ می گوید و خلاف می گوید خودمان را به آن رسانه ها وابسته نکنیم. روزنامه ای دروغ می گوید رادیویی دروغ می گوید تلویزیون دروغ می گوید بنده منبری دروغ می گویم بنده روحانی دروغ می گویم خودمان را به او وابسته نکنیم حداقل گوش به حرفهایش ندهیم که مباد تحت تأثیر قرار بگیریم.
    یک آقایی گفت ما یک آقایی داریم که عوامفریبی ها زیاد شده است. مردم بازایان آگاه شدند. امام مردمی ساخته است که کلاه سرشان نرود. گفت ما یک آقایی داریم که مرتب امام زمان را می بیند که چپق می کشد، قلیان می کشد، سیگار می کشد بیا ببرمت سراغ آن آقا که با‌ آن آقا تماس داشته باش. ول کن این آقا را. چه کار داری با حجت الاسلام و المسلمین گفت باشه این آدم زرنگی بود گفت بروم از خودش بپرسم بعد بیام برویم. آمد سراغ خود آن شخص. گفت شما امام زمان را می بینید گفت این حرفها چیه؟ کی من امام زمان را می بینم کی توجه داشتم به این حرفها من کجا دیدم. گفت: ابداً محال است. برگشت به آن مرید گفت که دیدی که تو گفتی امام زمان را می بیند من رفتم سراغ خودش گفت نه من امام زمان را نمی بینم گفت: اشتباه شما هم همین است. همین حرف هایی که می خواهند سر ما کلاه بگذارند، دیگر گذشت، دیگر نمی توانند. عوامفریبی می کنند بعضی از این آقایان. گفت ‌بله امام زمان را می بیند از حرامزادگی اش دروغ می گوید. (خنده حضار) این هم مطلب دوم.
    وای به حال ملتی که سخن روزشان غیر دردشان باشد. درد، درد زندانی است. اسیر ظالمین امروز. درد، درد آنهایی است که وزنشان را کم کرده است. شوخی می کنند و می گویند سونا بوده است. درد آنجایی است که نمی گذارند سر جنازه عزیز کرده اش بنشیند فاتحه بخوانند. درد آزاد کردن اینهاست. چه مانعی دارد تمام قرارها را تبدیل کنند من نمی گویم خلاف قانون. حالا ماه رمضان است همه قرارها را تبدیل کنید. بگویند بروید خانه هایتان بعد بیایید دادگاه. چون یکی از راه های قرار اینجور نیست که بنده مسائل را بلد نباشم. بنده هم در حکومت بودم هم در آخوندی بودم خیلی بلدم. البته بعضی وقتها کلاه سرم می رود بحثی نیست مسئولیتم را نمی توانم درست انجام دهم گاهی. شیطان می آید کلاه سرم می گذارد البته اگر من سر شیطان کلاه نگذارم. اما اینجوریه که می شود همه این زندانی‌ها را آزاد کنند. خوب شما می گویید اقرار کردند اقرار هم بحثی نداشته است. دادگاه قرارشان را زودتر تمام کند ماه رمضان است ماه رحمت خداوند است روزه می خواهیم بگیریم. خوب بروید دیگر بعد از ماه رمضان بیایید. آسمان به زمین می آید. بگذارید ماه رمضان آنهایی که جوانهایشان کشته شدند، بروند سر قبرهایشان دعا بخوانند. شماها اگر فرزند ندارید نمی دانید کشته شدن یک فرزند یعنی چه آقایان خیال می کنند خودشان با خاک نبات بزرگ شدند.
    آیت الله واعظ زاده خراسانی بحثی دارد آقای بروجردی قدس سره مرجع علی الاطلاق وقت جامع الاحادیث شیعه بنویسد برادران اهل سنت ما به مسلمانان اینگونه می نگریم. آیت الله واعظ زاده خراسانی که جزء اصحاب نویسنده آن کتاب بود می فرمود که کتاب الطهاره را ما نوشتیم روایات شیعه را جمع کردیم روایات از کتب اهل سنت را هم جمع کردیم رسیدیدم به کتاب الصلاة یک مقدار از کتاب الصلاة را هم نوشتیم یکدفعه دیدیدم که آقازاده آقای بروجردی آمد که گفت که آقا می فرماید که تمام این روایاتی که از اهل سنت نقل کردید خط بزنید و پاک کنید که ما هم مجبور شدیم و پاک کردیم و جامع الاحادیث شیعه شد روایت شیعه. بعد یک روز آقا محمد حسن آمد گفت می دانید چرا آقا فرمودند خط بزنید گفتیم نه! گفتند این قدر فشار آوردند به آقای بروجردی که تو داری تشیع را از بین می بری، آقای بروجردی از فشار ترس عوامفریبان مرتجعان مجبور شد که روایات اهل سنت را خط بزند. بابا روایات اهل نست را نوشتن تشیع را از بین نمی برد تشیع با این از بین می رود که بگویند آخوندهایش دزدند. این تشیع را از بین می برد. در مقابل 200میلیون بگوید که آخوندها بچه هایشان دزدند خودشان هم دزدند 30 سال دزدی شده است. این چه حکومت تشیعی است که 30 سال دزدی شده است؟ تازه حالا فهمیدند حالا البته پول و دلارها می رود ترکیه و تکذیب می شود من نمی دانم. به هرحال تشیع را نسبت دزدی می برند، اینها افترا است اینها تعزیر دارد حق ندارد به یک کس معلومی بگوید آقا تو دزدی! آن هم در مقابل 200 میلیون بیننده! مگر کسی حق دارد هر حرفی را بزند. بله کلی مانعی ندارد. یک عده ای در نظام دزدی کرده اند. بروید ببینید اما این افترا این تعزیر دارد گوبنده اش اگر سوگند خورده است در مجلس که احترام مردم را حفظ کند حنث قسم کرده است. چون می دانید در مجلس در مقابل قرآن به خدا سوگند می خورند این هم کفاره دارد هم حنثش معصیت کبیره است. آن وقت دوباره روز از نو روزی از نو. گفت از حرامزادگی اش است دروغ می گوید والا امام زمان را می بیند. والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته.
    متن کامل سخنرانی در رجانیوز

  • کلمات کلیدی :
  • نوشته شده در  چهارشنبه 88/6/4ساعت  12:56 عصر  توسط زهرا 
      نظرات دیگران()

    فراخوان مرکز انسان سازی اوین:

    از عموم ملت شریف که علاقمند به گذراندن دوره های علمی و عملی اصلاح و تربیت و تفکر و بدنسازی دارند بصورت رایگان پذیرش می شود:
    دوره های فشرده علمی و عملی شامل:
    1- اصلاح دیدگاه و هدایت فرد بصورت معجزه آسا
    2-آموزش تفکر صحیح تا نتیجه گیری کاملا صحیح و مثبت
    3-کاهش وزن تضمینی

    تمامی دوره ها رایگان بوده و افراد واجد شرایط از بین داوطلبان گزینش می شوند هرکه بار گناهش بیشتر امتیازش بیشتر
     اصلا باور نمی کردم که چنین جایی وجود داشته باشد که با این سرعت به انسان بینش درست بدهد. ما معتبرترین جاهامون برای ارشاد و اصلاح حوزه و دانشگاه هستند ولی حوزه علمیه با آن همه اساتید و علما نتوانسته بود سیدمحمدابطحی  چهل و چند ساله را ارشاد کند ولی همین فرد گمراه بدست سربازان گمنام  در عرض چهل روز طوری ارشاد و اصلاح گردید که به قولی از بسیجی ها بسیجی تر شده!

    البته در عصر ما هیچ چیزی دیگر بدور از ذهن نیست سفری که در قدیم در عرض چند ماه و سال رفته می شد امروزه با استفاده از تکنولوژی در عرض چند ساعت یا حتی چند دقیقه انجام می گیرد بنابراین بعید نیست اگر درس اخلاق و معرفت و ایمان در عرض چعل روز تمام شده و تمام نفرات با نمره عالی قبول شوند.!

    بنابراین پیشنهاد می شود درب حوزه و دانشگاه و مساجد راتخته کنیم و برای ارشاد و هدایت نفرات تنها چهل روز آنها را به زندان یا ندامتگاه اوین رهنمون شویم.(البته به ازای هر سال سن یک روز)مهم نتیجه است کمیت و کیفیت درسها فرقی ندارد .

    شاید به نظر غیرعادی بیاید ولی آنجا واقعا زندان که نیست دارای انواع امکانات است  و هیچکدام از ساکنان از وضعیت آنجا ابراز نارضایتی نکرده اند.
    از جمله امکان  دیگر این مرکزکاهش وزن بصورت تضمینی  حداقل بیست کیلو در چهل روز و بدون هزینه! برای اطمینان هیکل ابطحی تپل را قبل و بعد از زندان مقایسه نمایید.(البته این قسمت جزء ادعاهای بیگانگان بوده و شاید صحت نداشته باشد)
    نمونه بیانات ابطحی بعد از اصلاح:از ذکر بیانات وی قبل از اصلاح معذوریم که التائب من الذنب کمن لا ذنب له  کسی که از گناهان خود توبه کند همانند کسی است که گناهی ندارد.

    اصلی‌ترین اتفاقی که در این انتخابات افتاد و البته در طول برگزاری، قبل و بعد از انتخابات هم مطرح بود، مسئله تقلب است. بنده البته جایی مطرح کردم که تقلب یک اسم رمز آشوب شده است که در آن لشکرسازی برای تقلب وجود داشت و تمرین پهن شدن مردم هم در خیابان‌ها هم در آن موجود بود.
    وی افزود:‌ تمرین نگه داشتن گسترده مردم در خیابان‌ها در چارچوب تقلب بود که می‌توانست معنا پیدا کند.
    ابطحی اظهار داشت: آنچه که معاون دادستان به عنوان انقلاب رنگی یا مخملی عنوان کردند بنده فکر می‌کنم ظرفیت آن در کشور وجود داشت البته نمی‌دانم که نیت آن واقعا وجود داشته یا نه ولی اگر این ظرفیت در کشور ضعیف‌تری موجود بود، موفق می‌شد و در خصوص رسانه هم باید گفت که رنگ سبز بیشتر تبدیل به یک رسانه شده بود.
    تقلب واقعا در ایران وجود نداشت چرا که در انتخابات سال 84 وقتی فاصله کروبی و احمدی‌نژاد کمتر از نیم میلیون بود، وزارت کشور خاتمی نپذیرفت که کلمه تقلب مطرح شود لذا کروبی تخلف در انتخابات را مطرح می‌کرد و بنده تعجب می‌کنم که در این انتخابات با وجود اختلاف 11 میلیونی چگونه بحث تقلب پذیرفته می شود.
    این در حالی است که همانهایی که 500 هزار اختلاف را تقلب نمی‌خواندند،‌امروز 11 میلیون فاصله را تقلب می‌خوانند.
    پس از انتخابات در جلسه مشترکی هاشمی رفسنجانی، موسوی و خاتمی با هم قسم شدند که پشت یکدیگر را خالی نکنند و بنده نمی‌دانم که این تنها نگذاشتن و یاری کردن یکدیگر پس از 11 میلیون فاصله برای چه بود.
    عضو مجمع روحانیون مبارز تصریح کرد: شاید خاتمی دلیل خود را داشت، موسوی شاید کشور را نمی‌شناخت ولی خاتمی با همه ارادتی که به وی دارم اتفاقا برعکس همه مسائل را می‌دانست، توانایی و اقتدار مقام معظم رهبری را می‌شناخت اما به خاطر اتفاقات موسوی را همراهی کرد که این همراهی خائنانه بود.
    ابطحی اضافه کرد: هاشمی در ذهن خود قصد انتقام از احمدی‌نژاد و مقام معظم رهبری را داشت؛ این‌ها همه مسائلی بود که در ذهن موسوی به عنوان توهم همراهی شکل گرفته بود.
    ابطحی اضافه کرد: اگر مقام معظم رهبری نبودند و یا اگر ایشان یک قدم به عقب می‌نشستند امروز هلال ناامنی ایران، افغانستان و پاکستان شکل می‌گرفت و درصورتی که این هلال تشکیل می‌شد دیگر هیچ جا و آثاری از انقلاب نمی‌ماند. از این رو ملت ایران باید از تیزهوشی مقام معظم رهبری و سربازان با نام و بی نام ایران که این کشور را از این مسئله نجات دادند تشکر کند.
    وی با بیان اینکه معمولا ما نیمی از شجاعت را تعریف کرده‌ایم اظهار داشت: شجاعت بزرگتری هم وجود دارد که بنده از آن استفاده می‌کنم لذا اگر انسانی احساس کند که به دیدگاهی رسیده و این دیدگاه به نفع نظام است بیان آن شجاعانه‌تر است از بیان دیدگاه و نظر اپوزیسیون در مقابل حکومت و نظام.
    عضو مجمع روحانیون مبارز در ادامه تاکید کرد: به همه دوستان می‌گویم و همه دوستانی که صدای ما را می‌شنوند بدانند که موضوع تقلب در ایران دروغ بود و در واقع تقلب موضوعی بود تا آشوب‌ها شکل بگیرد تا ایران همانند افغانستان و عراق بشود، تا جایی که کشور دچار آسیب و سختی بشود.

    بنده که کاملا گیج شده ام و نمی دانم چه بگویم و اصلا زندان اوین را چه بنامم ولی بهتر است که این قبیل افراد بیش از این اصلاح و هدایت نشوند و گرنه در عرض چند روز ندای اناالحق را سر خواهند داد.
    نظر شما کدام است: 1-کتک از بهشت آمده است   2- همه را به یک چوب نمی شود راند  3-معجزه ای رخ داده است  4- لحن ملایم و منطق قوی باعث این انقلاب درونی شده است 5- ادعای کاهش وزن ابطحی بخاطر ندامت وی و توبه و روزه های روزانه و مناجاتهای شبانه است 6-ابطحی می خواهد نقش حر را بازی کند و یا......



  • کلمات کلیدی :
  • نوشته شده در  دوشنبه 88/5/12ساعت  4:31 عصر  توسط زهرا 
      نظرات دیگران()

    روزی شخص جوانیکه بسیار آدم  متعصبی  بود پیش استاد محمد تقی جعفری آمد   و ضمنا روی  پیشانیش  جای مهر بود ، آقا جون به ایشان گفت: فرزندم من هفتاد سال است  که نماز می خوانم روی پیشانیم  حتی به اندازه یک نخود جای مهر نیست ، چگونه شما با این سن کمت روی پیشانیت جای مهر حک شده ؟ که این جوان  در جواب ایشان هیچ نداشت که بگوید.
     ایشان همیشه بر این نکته تاکید داشتند که انسانها سه دسته هستند  .

     ?- آنها که با بزرگی به دنیا آمده و با بزرگی هم از این دنیا رخت برمی بندند.

    ?- آنها که به دنبال بزرگی هستند و با تلاش به آن دست پیدا می کنند.

    ?- آنها که مانند لاشخور به دنبال بزرگیند و هر جور هست  حتی با کشتن دیگران می خواهند به آن دست پیدا کنند.



  • کلمات کلیدی :
  • نوشته شده در  پنج شنبه 88/5/1ساعت  3:5 عصر  توسط زهرا 
      نظرات دیگران()

    روزگاری شهر ما ویران نبود!
    دین فروشی این قدر ارزان نبود!

    صحبت از موسیقی و عرفان نبود

    هیچ صوتی بهتر از قرآن نبود

    دختران را بی حجابی ننگ بود

    رنگ چادر بهتر از هر رنگ بود

    مرجعیت مظهر تکریم بود

    حکم او را عالمی تسلیم بود

    ......... اینک اما

    پشت پا بر دین زدن آزادگی است!

    حرف حق گفتن عقب افتادگی است!

    آخر ای پرده نشین فاطمه(س)

    کی رسی بر داد دین فاطمه(س)



  • کلمات کلیدی :
  • نوشته شده در  جمعه 88/4/12ساعت  7:31 عصر  توسط زهرا 
      نظرات دیگران()

    مهندس موسوی با اشاره به اینکه «مستقل آمده» افزود:« من اصلاح طلبی هستم که مدام به اصول رجوع می کنم. گفتم جامعه هم این را می پسندند؛ نمی خواهند به مقدسات شان توهین شود، از تحجر بدشان می آید اما می خواهند همگام با دنیا باشند و تحول پیدا کنند.»

    این کاندیدای انتخابات ادامه داد: از امام صادق(ع) پرسیدند که آیا مومن دروغ بگوید؟ ایشان پاسخ دادند که لا والله.

    وی با تاکید بر اینکه هیچ دولتی در جهان الویت اش غیر اقتصاد نیست با نشان دادن دو گراف گفت: دولت دروغ می گوید.

    موسوی با بیان اینکه پیامبر(ص) می گویند که حکومت نباید دروغ بگوید، ظلم کند و وعده دهد گفت: اگر در مسئله آمار دستکاری کنیم و جلوی مردم بگیریم در شب انتخابات برای کوبیدن رقیب. پس نقاد باید کجا بایستد؟ آیا 2روز ماندن در پستی مهم است؟

    وی ادامه داد: در رشد سرمایه گذاری، فساد، نفت، بیکاری مغلطه شده است. برای مقایسه با جنگ، نه شرایط آن را در نظر می گیرند و نه قیمت نفت را که 7دلار بود.

    موسوی در پایان وقت اول خود گفت: 2 ضربدر 2 را می گویند 10! با اطمینان خاطر جامعه را تحت تاثیر قرار میدهند. این احساس خطر من است، هیچ چیز بدتر از دروغگویی حکومت نیست.

    وی در بخش دیگری از سخنان اش با اشاره به موضوع فساد گفت:« در 4 سال اخیر، فساد گسترش یافت و سیاستها عامل این فساد بود. باید با پارتی بازی مخالفت کنیم، با خویشاوندسالاری مقابله کنیم،حلقه ثابت کنارمان اینگونه نباشد و از افراد میلیاردر که پرونده دارند، استفاده نکنیم.»

    میرحسین با اشاره به «تغییر یک شبه تعرفه ها»افزود:« یک شبه، تعرفه شکر و ماشین و موبایل را بالا بردند و روز بعد پائین آوردند. ببینید چه کسانی در این میان سود بردند. همانهایی که امروز بنرهایشان سرتاسر را پر کرده و گوشه و کنار شهر هست. من برای همین آمده ام که احساس خطر کردم که جلوی شما می نشینند و دروغ می گویند.»

    در این هنگام، مجری اظهار داشت که موسوی در حال حرف زدن در مورد کاندیدای غائب است که کاندیدای مزبور می تواند از فرصت مشابه استفاده کند.

    موسوی در واکنشی جالب در پایان گفت:« نمی شود که. من هیچ اسمی نگفتم، 4 سال است که این وضعیت بوده و برای همین آمدم. دارم این 4 سال را نقد می کنم. من برای همین آمدم، مدام شما می گوئید بگوئید نگوئید.نمی شود. جلوی مردم می نشینند و دروغ می گویند. من اسمی نبردم، یک فرد انقلابی هستم که دارم از مملکت دفاع می کنم. جلوی شما هر دروغی که خواستند گفتند. ایشان جلوی من می نشینند و عکس همسرم را جلویم بازی گونه گرفتند و گفتند “بگم بگم”. ایشان یک روشنفکر بزرگ و استاد هستند، بحث را شخصی نمی کنم. نمی شود، ایشان تمام سایت ها و صدا و سیما در اختیارش است. پول دارد و همه جا حرف می زند.. مردم دقت داشته باشید که اینها می آیند نمودارها را جلوی شما می گیرند و بالا پائین می کنند. ولی شما یقه من را می گیرید. اصلا سه برابر وقت من به ایشان بدهید هرچه دروغ دلشان می خواهند، بگویند. ایشان خجالت نمی کشند که هر دروغی را به مردم می گویند و مملکت را به فنا کشیده اند.»

    آقای کروبی درباره میزان اموال خود که مورد توجه احمدی نژاد واقع شده بود نیز گفت: قبلا که رئیس مجلس بودم، بارها اموالم را اعلام کردم.

    کروبی درباره موضوع 20 میلیارد هزینه پیامک ستاد تبلیغاتی اش گفت: گفتند 20 میلیارد تومان برای پیامک دادیم، اما ما 7 میلیون دادیم.

    وی درباره اشتباه احمدی نژاد که روزنامه اعتماد را در مناظره خود تحت مدیریت کروبی فرض کرده بود گفت: آقای احمدی نژاد گفتند روزنامه من عکس همسرشان را چاپ کردند، در حالیکه روزنامه اعتماد برای آقای حضرتی است. در صفحه مورد اشاره آقای احمدی نژاد هم عکس زن من و آقای موسوی هست.

    کروبی ادامه داد: برادر ارجمند ما که گفتند کارشناس ارشد هستند، فرق روزنامه من و روزنامه اعتماد را نمیدانستند.

    برای مشاهده متن کامل مناظره کلیک کنید



  • کلمات کلیدی :
  • نوشته شده در  دوشنبه 88/3/18ساعت  5:1 عصر  توسط زهرا 
      نظرات دیگران()

    کروبی افزود: ایشان گفت بعد از اینکه صحبت هایم تمام شد به من گفتند یک هاله ای از نور تو را فراگرفته بود و وقتی صحبت می کردم اینها آنقدر میخکوب می شدند که چشم هایشان حرکت نمی کرد و همه به چهره من نگاه می کردند.
    نامزد دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری گفت: فاصله تا حضار آنقدر زیاد است که چشم هر قدر هم تیزبین باشد (نمی تواند ببیند) چون آدم همه حواسش به صحبتی است که می کند، چگونه می شود که هم هاله نور را دیگران ببینند و هم چشمان دیگران را ببینی.
    چندی بعد آقای احمدی نژاد به عراق تشریف بردند و گفتند آمریکایی ها می خواستند ما را بدزدند و ما با نقشه ای آمدیم.
    الگویی که شما درست کردید چیست که دنیا شیفته شده است و نمی داند و می گوید 100 کشور خواسته الان به شما می گویم 20 تا از انها را بشمار اینجا انهایی که به ما می گفتند کجایند ؟ که الگو خواسته اند اخر این طور که نمی شود حرف زد کشوری که شاهدش هستیم و می بینیم.
    نامزد دهمین انتخابات ریاست جمهوری گفت:‌ فرمودید که به جریانی وصل نیستید چرا آقای نقدی، شریعتمداری، آیت الله مصباح یزدی و آیت الله جنتی اینها همه دوستان شما هستند اشکالی هم ندارد بنابراین شما به یک مجموعه خوبی وصل هستید.
    احمدی نژاد افزود:‌ اقای کروبی دو ادعا کرد در اولی که خوب ساختگی بودن ان کاملا معلوم است،و در مورد ‌دوم هم که ظاهرا ایشان جای امریکایی ها نشستند و از آنها دفاع می کنند ، بهتر است بگذارند خود امریکائی ها اظهار نظر بکنند.
    احمدی نژاد گفت: اینکه آمار رسمی کشور را زیر سؤال می برید یعنی گذشته خود را زیر سؤال می برید نه احمدی نژاد را ، و اینکه به استناد گفته یک کارشناس اعلام می کنید این آمار رسمی غلط است ، درست نیست چون این آمار ، آمار رسمی بانک مرکزی و مرکز آمار ایران است و اگر آنها را قبول ندارید آن وقت دوستان شما که در گذشته در کشور بودند چگونه از عملکرد خودشان دفاع کنند که این همه پول گرفتند در کشور چه کار کردند ؟ آن وقت گذشته خودتان زیرسؤال می رود.
    وی افزود: من هیچ کس را به فساد متهم نمی کنم اما آقای کروبی شما که نیروی انقلابی هستید چرا از شهرام جزایری پول گرفتید؟ به من نیز اگر کسی پولی داده است سندش را منتشر کنید تا همه بدانند در حالی که شما یکبار 300 میلیون تومان و یک بار 200 میلیون تومان از شهرام جزایری پول گرفتید(که 300 میلیون تومان تأیید شده و 200 میلیون تومان را گفته اید من تأیید نمی کنم او (شهرام جزایری گفته است) که این 300 میلیون تومان متعلق به 7 تا 8 سال پیش است که باید دید این 300 میلیون تومان آن موقع اکنون چقدر می شود. وی اضافه کرد:(رئیس سابق موساد گفته است)اگر صدها میلیارد دلار از سوی موساد خرج شده بود تا کسی منافع اسرائیل را تامین نکند احدی بهتر از احمدی نژاد نمی توانست این خدمت را انجام دهد و در ادامه مصاحبه خود با تلویزیون عربی اسرائیل گفت، هیچ کسی بهتر از احمدی نژاد تامین کننده منافع اسرائیل نیست و در ادامه مدعی شد وجود احمدی نژاد برای اسرائیل یک معجزه ، یک هدیه گرانبها و حتی الهی است و هر جمله ای که او علیه اسرائیل می گوید کار اسرائیل را در جهان آسان می کند.
    برای مشاهده متن کامل مناظره کلیک کنید


  • کلمات کلیدی :
  • نوشته شده در  دوشنبه 88/3/18ساعت  4:43 عصر  توسط زهرا 
      نظرات دیگران()

    حضور بیش از 50 هزار نفر در استادیوم تختی تبریز
    استقبال بی‌نظیر مردم آذربایجان شرقی از میرحسین

    حضور بیش از 50 هزار نفر در استادیوم تختی تبریز

    قلم - مراسم سخنرانی میرحسین موسوی تا لحظاتی دیگر در استادیوم 25 هزار نفری تختی که از ساعتی پیش با حضور انبوه و کثیر مردم علاقه‌مند به موسوی پر شده و زمین چمن آن نیز مملو از جمعیت شده، آغاز خواهد شد.

    به گزارش خبرنگار اعزامی قلم‌نیوز، در خیابان‌های اطراف استادیوم، پلیس راهنمایی رانندگی برای نظم بخشیدن مستقر شده‌اند و جمعیت حاضر را به این استادیوم هدایت می کنند و استادیوم 25 هزار نفری تختی با انبوه جمعیت هواداران میرحسین موسوی از شهرهای مختلف تبریز در حالی که با پرچم‌ها سبز رنگ و تصاویری از میرحسین موسوی جلوه‌ای خاص یافته، مملو از جمعیتی بی‌نظیر است که تاکنون به خود ندیده بود.

    جمعیت انبوه حاضر در استادیوم، با شعارهای «موسوی موسوی حمایتت می‌کنیم» حمایت خود را از میرحسین اعلام می‌کنند.

    هر لحظه به جمعیت حاضر در استادیوم اضافه می‌شود و با وجود اینکه زمین چمن ورزشگاه نیز مملو از جمعیت است، گروه‌های مختلف مردمی در حالی که پرچم‌ها و نمادهای سبز به دست دارند، با نشاط و شور وصف‌ناشدنی به ورزشگاه وارد می‌شوند.

    حضور جوانان تبریزی در این دیدار چشمگیر است.

    عمده شعار هوادارن حاضر در استادیوم تختی به زبان آذری است که می‌گویند «آذربایجان بیر کلام موسوی دیر والسلام».

    هواداران با کوبیدن طبل یک‌نفس فریاد می‌زنند: «موسوی آذربایجان».

    پارچه نوشته‌های خوش‌آمدگویی زیادی در محوطه داخلی استادیوم مشاهده می‌شود. قسمتی از این استادیوم برای بانوان درنظر گرفته شده است.

    یکی از شاعران آذری زبان یکی از شعرهای شهریار را خواند.

    این برای اولین بار است که یک کاندیدای ریاست‌جمهوری در ورزشگاه تختی با این ظرفیت به سخنرانی می‌پردازد.



  • کلمات کلیدی :
  • نوشته شده در  دوشنبه 88/3/4ساعت  7:56 عصر  توسط زهرا 
      نظرات دیگران()

    <      1   2   3   4   5   >>   >
    لیست کل یادداشت های این وبلاگ
    دکتر شریعتی
    پروژه بسیار جالب یک دانشجو!!
    اطلاعات نیویورکی ها درباره ایران
    عذرخواهی شیخ حسین انصاریان از مردم
    توصیه علی مطهری به حداد عادل
    فقط خود کار قرمز نیست این جا
    مجید انصاری در گفتگو با جام جم
    گفتگوی میرحسین موسوی باسایت کلمه پیرامون مسایل مهم کشور
    متن کامل سخنرانی امام خمینی (ره) در بهشت زهرا
    مسئولین دیوانه اند یا عاشق؟!
    پیام تسلیت خاتمی و هاشمی بمناسبت شهادت استاد
    اتهام حرمت شکنی و واکنش مهندس موسوی
    اتفاقی بیسابقه در طنز رامبدجوان :
    سخن بیل گیتس
    بیانیه شماره16 مهندس موسوی
    [همه عناوین(81)][عناوین آرشیوشده]